چندوقته یه جا میره سرکار و شبا زنگ میزنه به شوهرم و میگه اگه بیرونید بیاین منو ببرید خونه.
اوایل خودش تنها میومد ولی بعد هربار یه دوستاش را میاره. چند وقت پیش به شوهرم گفتم اصلا حس خوبی ندارم این دختره غریبه بیاد تو ماشینمون و هی با هم هر و کر کنن
اونم گفت اگه بگم دوستت را نیار ناراحت میشه و مامانم شر بپا میکنه. دیگه هروقت زنگ زد میپیچونمش.
حالا امشب دوباره زنگ زده رفتیم دنبالش. دوستش را هم اورده.
من انقدر ناراحت شدم. یعنی شوهرم برا حرف من تره هم خرد نکرد.
بعد همش راه میره میگه تو اولویت منی و هیچکس را اندازه تو دوست ندارم و از این زر زرا
شما بودید ناراحت میشدید؟