2789

هفته پیش این اتفاق افتاد بعد 4 روز بستری شد ccu رگ قلبش گرفته بود فنر زدن باز شد خداروشکر اما سکته قلبی داشته و فعلا کمی نیاز به مراعات داره و خونه ازش مراقبت میکنیم. ظاهرا مشکلی نداره بهتر شده کمی اما من تک بچه هستم خیلی از نظر روحی داغون شدم پدرم که جونم به جونش بستس اینطوری شد. خونه خودمون شهری دیگس حالا پس فردا میخان برگردن شهر خودمون و پدر و مادرم فقط من همین ی دونه بچه رو دارن. حالا منم میخام برم یک هفته ای پیش بابام باشم. مادرم حواسش بهش هست اما من دلم تاب نمیاره تنها با اتوبوس بفرستمشون برن و میگم منم برم یک هفته ای هم توی مسیر کنارشون باشم هم اونجا پیششون باشم تا قشنگ رو به راه بشه بابام ولی شوهرم نمیذاره میگه نه دیگه بابات حالش بهتره تو نمیخاد بری. منم اگه نرم اصلا دلم اروم نمیشه نمیدونم چیکار کنم بذارم برم بهش گوش ندم؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



به شوهرت بگو اگه نذاری من برم، منم تو موقعیت مشابه نمیذارم تو کنارت خانواده ت باشی

شوهرم میگه بابات خداروشکر خوب شده نیازی دیگه به مراقبت نداره. منم گفتم من همیشه بهت گفتم موقعی که حس کنم به وجود من نیاز دارن من میرم پیششون شده یک ماه باشه. اونم میگه بابات خداروشکر دیگه سر حال شده رفتن تو نیاز نیست

بله حق داری. آدم تو سختی کنار پدر و مادرش نباشه؟؟؟ اگه پدر خودش بود ول می کرد برن همین جوری؟

واقعا اگه این موضوعو درک نکنه حاضرم طلاق بگیرم ازش ولی با پدر و مادرم برم

منم همینو میگم تک بچم دلم اروم نیس مخصوصا چون از خونه من اینجوری شدن

ازین شرایط های اورژانسی که همیشه پیش نمیاد الان اونا بهت نیاز دارن با زبون نرم همسرت رو راضی کن یطوری خودت بهتر میشناسیش هر جوری که خودت بلدی


شوهرم میگه بابات خداروشکر خوب شده نیازی دیگه به مراقبت نداره. منم گفتم من همیشه بهت گفتم موقعی که حس ...

بگو من به خاطر دل خودم و راحتی خیالم میرم. خیلی خوشحالم می کنی اگه موافقت کنی

ازین شرایط های اورژانسی که همیشه پیش نمیاد الان اونا بهت نیاز دارن با زبون نرم همسرت رو راضی کن یطور ...

میگه دیگه بابات رو به راه شده نیازی به حضور تو نیست مامانتم حواسش بهش هست قرصاشم میده

بگو من به خاطر دل خودم و راحتی خیالم میرم. خیلی خوشحالم می کنی اگه موافقت کنی

اره اگه موافقت نکنه یا دعوا راه بندازه سر این موضوع میگم حتی حاضرم ازش جدا بشم ولی دل خودم اروم بشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

آدم های امن

حمتا۷۲ | 38 ثانیه پیش
2791
2779
2792