امروز از قرار اومدم خونه فقط ذهنم درگیر بود اتفاقات امروز هی برام تکرار میشد
خیلی ا ل ک ل مصرف کرده بود خیلی رقصید اخرسرم حرفایی میزد ک هوش نبود اصلا مسخزه بازی در میاورد هی میخندید
میخولست منو برسونه هم خیلی بد رانندگی کرد الان بهش زنگ زدم گعت حالم بده میخوام بخوابم بعد شکایت کرد ک چرا رسیدی خونه بهم نگفتی منم گفتم ک من با ناراحتی گوشبو قط کردم متوجه نمیستیا گفت اره حالم بده
دخترا حالم خوب نیست میشه یکم حرف بزنیم