من بگم شوهرم مدارکشو برد واسه کار یه دفتر کاریابی و اونا کلاه بردار بودن و به اسمش دسته چک گرفتن و 10ساله اسیریم کلی خرج کردیم الان نه حساب داره نه چیزی با شغل ضعیف وکیل گرفتیم تازگی ببینم میتونه حسابش و درست کنه حداقل واقعا خیلی زندگیمون رو خراب کرد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سر ظهر بود داشتم تو کوچه پیاده میرفتم مغازه ساعت دو و اینا بود نفخ داشتم خودمو ول کردم گفتم سر ظهره کسی نیست همون لحظه پسر همسایه پیچید تو کوچه اونم پیاده بود هی میخندید و میگفت گوزیدی و...
و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند
من سال 96 وای زندگیمون تباه شد بخدا دیگه هیچ انگیزه ای واسه ادامه ندارم
همکار منم یه همچین جریانی داشتن قضیه چک اینا بود حالا دقیق نمیدونم ولی بعد پنج سال که کلی پول دادن حتی شوهرش شش ماه زندان رفت دیگه یه پارتی پیدا کردن پروندشون بست