2789

فامیله

هر موقع چشمم خورده داشته نگام میکرده یا از بیرون میومد به من میگفت میشه واسم یه چایی بیاری در صورتی که مادرش کنارم بود حواسش بهم هست یه بار فهمید من شام نخوردم هی اصرار میکرد میگفت تو شام نخوردی بیا بخور و اینا یا سرد بود منم رو سرامیک نشسته بودم سریع گفت چرا اونجا نشستی بلند شو یه جا دیگه بشین خیلی دوست داره خونشون بمونیم

حتی از لفظ عزیزم واسم استفاده کرده

حسی داره به نظرتون یا من اینجوری احساس کردم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

این راهی که تو داری میری تهش گریه و شکست عشقیههمین الان بیخیالش شو بخوادت میاد بهت میگه

میدونم...

من قبل این یکیو خیلی دوست داشتم ولی اصلا آدم مناسبی نبود و خدا خواست و یه ذره از این خوشم اومد آخه خیلیم سخت از یکی خوشم میاد

نمیدونم حقیقتا

هم میشه گفت شاید از روی مهربونی و لطفه هم میشه گقت از روی دوست داشتن

ولی خب بهتره تا خودش مستقیم تو چشات نگا نکرده بگه علاقه دارم بت فکرشو نکنی که دوستت داره


اگر اینان مسلمانند یارب کافرم گردان/وگرمن کافرم ازمسلک ایشان برم گردان.. /درخواست دوستی نمیپذیرم بااحترام

عزیزم احتمالا روت کراشع ولی باهاش خیال پردازی نکن چون مردا شب میخوابن صبح خواب دیگری میبینن

خیال پردازی که نه فقط واسم سوال بود

آخه چندین سال پیشم به مامانم در موردم یه اشاره هایی کرده بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792