بعد من میدونم که یکی از پسرای فامیل تو اون مهمونی خوشش میاد ازم، حالا بگذریم رفتیم مهمونی نشستیم من همش با گوشه چشمم نگاه میکردم حواسم بهش بود (کراش نیستم روش فقط حواسم به حرکاتش بود) بعد مامانمم پیشم نشسته بود بعد پسره فامیلمون یه بارشو تو مهمونی قشنگ سرشو کج کرده بود به طرف من و طولانی مدت داشت نگاه میکرد به من بعد مامانم یه لحظه چشمش خورد به پسره فامیلمون دید داره بهم نگاه میکنه بعد مامانم زد زیره خنده😂😂😂😂 واقعا نمیدونم چرا خندید، بعد منم میدونستم چی دیده و به چی میخنده ولی از قصد ازش پرسیدم چیه؟ گفت هیچی، آخه مادره من خنده دار مگه کسی که به دخترت نگاه میکنه😂😂 منم خودم نزدیک بود خندم بگیره تابلو بشم چون مامانم میخندید بغل گوش من🤣