ما خونه نوساز ۴ طبقه داریم محله شلوغ و متوسط رو به پایین.زمین را خریدیم بسازیم بفروشیم من خوشم اومد با سلیقه خودم ساختم کرونا تازه تموم شده بود تصمیم گرفتم بمونیم .۴ تا ۹۲ متریه خودمون ط ۴ هستیم بقیه را دادیم مستاجر.حیاط هم دست خودمونه .توی حیاط هم کارگاه کارهای چوبی شوهرمه.اما شوهرم خیلی ازین محل بدش میاد هرروز میگه بفروشیم بریم قرار نبود بمونیم .برای بچه ها خوب نیست .خودمون بچه بالاشهریم اما من اینجا را دوست دارم.هر روز بحثه .بفروش بریم بفروش بریم .دیوونه شدم.ضمنا یک توده تو تیروییدم بود مشکوک به سرطان بود .یک هفته است آب خوش از گلومون پایین نرفته .تا امروز نتیجه اش اومد خوش خیمه مشکلی نداره دارو هم حتی دکتر نداد.من تصمیم گرفته بودم اگه خوش خیم باشه به خاطر بچه ها بفروشم .اللنم سرحرفم هستم.چون فکر می کردم قطعا می میرم بچه هام یتیم میشن.گفتم حرف شوهرمو گوش کنم
من اگه جای شما باشم یک مرغ و خروس میارم.هم بچه ها سرشون گرم میشه هم اثری از'آثار سوسک و مارمولک نمی مونه .شبها هم در لونه مرغ و خروس را ببندی آواز نمیخونه سرصبحی مردم شکایت کنن
نه گلم بچه تو خونه ترتبیت میشه نه محله من اصلا تا بحال نزاشتم پسرم به محلمون بره یا با بچه های محله دوست بشه
در عصری که همه دنبال تنوع اند...من عاشقانه دنبال تکرار توام! تکرار دوست داشتنی من، تکرار میکنم تکرار میکنم دوستت دارم.🫀❤️ متاهل و متعهد،درخواست دوستی به هیچ عنوان پذیرفته نمیشود! کاربر تازه وارد نیستم دوستان چندین ساله خواننده ی خاموش بودم و خیلی هاتون رو میشناسم😊