یه کتاب ف..ال کوچیک دارم خودم زیاد اعتقادی ندارم ولی نیت کردم گفتم خدایا آخرش رو به تو می سپارم البته داستان زندگیم دو تاپیک قبلی هست نوشته که:
شما مدت هاست به عاشقی شهره ای ولی خود از برملا شدن رازت بی اطلاعی؛درد تو درد عشق است و درمانت نیز با عشق نگران سختی های هجران نباش زیرا خوشی و ناخوشی هر دو زود گذرند و هیچ حالتی پایدار نیست؛حتی اعتمادی به کار جهان نیز نمیباشد پس هراسی به دل راه نده و از مدت عمر نهایت استفاده را ببر و از فرصت ها استفاده کن
خودم که اشکم درومد خدا هم داره بهم میگه بشین درست رو بخون و به هیچ کدوم فکر نکن نه شوهرت نه کسی دیگه ...
میشینم میخونم یه روزی اگه رسیدم به رویای بچگیم میام و بهتون میگم
ممنون ازتون خواهر ها
بماند ب یادگار خرداد ۱۴۰۵♥️