یعنی خدایی خیلی از آدم بیشعور بدم میاد البته بلا نصبت آدمای با شعور ....من و جاریم همیشه کار میکنیم به اندازه خودمون شایدم بیشتر تو خونه مادر شوهرم بودیم بعد خواهر شوهرم یه شام گذاشت جاریم و من قبل شامم ظرفایی که اون کثیف کرد شستیم گفتیم بعد شامم ظرفا با ما داشتیم بازی میکردیم اون یه دفعه سفره پهن کرد لوازم آورد ما هم وسط بازی جمع کردیم منم گفتم زهرا چرا الان پهن کردی دو دقیقه وا میستادی دهن کجی کرد منم گفتم چه قدر بی فرهنگی که دهن کجی میکنی زد رو شونم اونم محکم گفت برو بابا منم زدم تو گوشش شوهرمم پاشد جلو اون و گرفت مادر شوهرم قهر کرد گفت برین خونتون دخترم برا شما نوکری کنه شوهرم گفت این همه عروسات نوکری دخترت کردن حالا یه بارم دخترات هممون با جاریم قهر کردیم رفتیم خونمون خدایی کی مقصره ؟؟تاحالا کسی و نزده بودم دلم آروم شد