چند بار دختره میرفت قهر میکرد پسره و خونوادش به غلط کردن میوفتادن با شرط میومد مهریه گرفت دوران عقد باکره هم بود پسره مهریه داد باز عاشقش بود ولی خونوادش دخالت داشت افسرده میشد دختره اینبار با حق طلاق و خونوادش برم شهر دیگه شرط گذاشت اومد وقت عروسی گرفتن جهاز هاشو برد خونه جدید ساخته بود پسر بعد یه دعوای بزرگ راه انداختن دختره با برادرش رفت پسره رو زدن چاقو کشیدن و شیشه های خونه رو شکستن جهاز هارو برد بای بای کرد حق طلاق داشت طلاق گرفتن بعد طلاق به ماه نشده بود منو پیدا کرد مخمو زد خودشو به معصومی زد ب دروغ زنم خیانتکار بود عاشق نبودم همه چی منو برد و فلان کادر درمان بود خطرناک بود و فلان منم دانشجو علوم تربیتی ساده ۲۲ سالم مجرد بودم باور کردم انگار شکست نخورده بود پسره سه ماه منو خر کرد زودم با من ازدواج کرد با لج دختره که از تو کوچیک از تو خوشگل پیدا کردم البته اون زنم خوش فیس بود و شاغل پسره عاشقش بود پسره هم همون شوهر سابق من دامپزشک بود ولی مطب نه جای دیگه کار میکرد بعد رشوه خواری کرد پروندش باطل شد رفت شرکت خصوصی کار میکرد منو خر کرد عاشق کرد دیونه کرد ولی مهریه ۱۴ سکه تعیین کردن پسره باز با دختره ارتباط داشت پدر و مادرش تحقیر میکرد منو اذیت میکردن خونوادمو اذیت میکردن برا زن قبلی طلا بهترین داده بود برا من از ترس طلا نبود هر بلایی سرم آوردن بزرگام دیدن افسرده میشم طلاقم دادن خدا نجات داد
من نمیدونم اون زن هم اذیت کشیده شاغل هس بزرگ خودش هم شکست خورده چجوری دلش اومد زندگی منو هم داغون کرد
خب خودت هم طلاق گرفته بودی دا با من ازدواج کرده من چه گناهی داشتم وسط خیانت شما بودم چقدر اذیتم کرد پسره تا فرار کنم حتی موقع طلاق رفتم سراغ زن قبلیش خبر نداشتم ارتباط داشتن شک داشتم گریه منو دید خودش میگفت چند سال دخالت دیدم دوران عقد طلاق شدم بلا سر منم آوردن و فلان ولی موقع دیدن من دستش میلرزید پیجشو شوهرم چک میکرد مادربزرگم هم رفته سراغ دختره دستاش میلرزید فک میکرد لو رفته