2789

بچه ها من با ی اقایی دارم اشنا میشم ی سالو نیمه مامانم در جریان تو تاپیک قبلی همه چیو گفتم .

تو همه رابطه ها دعوا و بحث پیش میاد اینم ی چیز طبیعیه اما مادرم پیامامو میخونه اصلا حریم شخصی نداره سنم کم نیست اما شبا گوشیم و میگیره اون اقا هم میگه چرا نیستی و کلی نگران میشه البته الان بهش گفتم اما دیونه شدم دیگه این هفته با پسره همش دعوا کردیم خودمون درستش کردیم مامانمم پسامامو میخونده ی سری بهم گفته ی هفته بلاکش کن بعد گفت نه ی ماه بلاک کن جواب نده

دیشبم پیاماموشو خونده چیرایی خوبی هم نگفته گفته گمشو از زندگیمو اینا اخلاقش اینحوریه باز پشیمون میشه

اما مامانم میگه دیگه بهش پیام ندع با داد و بیداد و من میگن اگه چیزی هم باشه خودمون درست میکنیم من بچه نیستم ملمانم میگه نه هر کاری من میگم باید بکنی

درسته حرفای خوبی نزده اما دعوا و بحث و خودم حلش میکنم شاید تقصیر من بوده اون حرفارو زدع اینم بگم چند روزه همش خواستیم کات بکنیم اما همو ذوست داریم نکردیم اونم از حرفاش پشیمون شده اما مامانم دست بردار نیست حرفاشو دیده میگه دیدی گفتم همش فحشم میده تو با پسرا چت میکنی و

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



کار مامانت درست نیست نباید بهش اجازه بدی توی روابطت سرک بشه ولی کار نامزدت هم درست نبوده این حرفا رو ...

اره نامزذم خودش قبول داره اما جلو مامانم سر شکسته شدم چون انتخاب من بوده حالا تا ابد قراره بگه مامانم همیشخ همینه برنامه هامم قفل نکنم حواسم نباشه اونا هم میخونه میگه ایناکرو باهاش بکن اپنکارو نکن

مامان منم با دلسوزی بیخود زندگیمو خراب کرد اخه اگه زندگی کردن بلد بودین خودتون خوشبخت عالم میشدین

اعصابم خورده نمیزاره خودم تصمیم بگیرم تو همه چی دخالت میکنه تو کیفم سرک میکشه همه چی حریم شخصی ندارم


شما ب علت وابستگی ب این آقا واقعیات رو نمیبینی

مادرت اما از بیرون گود داره میبینه و قضاوت میکنه

متاسفانه در آینده مشکل هم برای زندکیت پیش اومد باز همین خودت ب مامانت میگی تو که در جریان بودی چرا گذاشتی با این آدم ازدواج کنم !

دیدم که میگم

همون بهترکات کنی ازالان اینقد دعوادارین بعدازدواج چطوری میخواین بشین

دعواهامون سر اینه که بعضی شبا مامانم یهو گوشیمو میگیره اون نگران میشه فکر میکنه عمدا اینکارو میکنم مثلا دیشب کلی زنگ زد گوشیم دست مامانم بود ی شماره ناشناس زنگ زد مامانم گفت فلان دوستت جواب بده دیدم خودشه پسره جلو بابام نشد جواب بدم دیدم قبلشم با خط خودش چند بار زنگ زده بعدشم تا خواستم پیام بذم گوشی ندارم مامانم گرفت گوشیمو فکر میکنه نمیخان باهاش صحبت کنم خظ ناشناسو جواب دادم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792