امروز رفته بودم بیمارستان
داشتم برمیگشتم
نمیدونم سر چی خندم گرفته بود بعد نگامو انداختم جلو
یه اقا با ماشین خارجی مدل بالا مشکی
طرفم چشم ابرو مشکی
و خیلی جذاب
ینی دقیقاااااااا اولین چیزی که به ذهنم رسید
رمانایی که تو جاهلیت میخوندم بود
انگار یارو از تو رمان دراومده
چش تو چش شدیم
از شوک خندم خشک شد😂
بخدا من ادم چشم چرون نیستم ولی چون پایین شهریم اینجا کسی خیلی با این سر و وضعا نداریم
پشمام ریخت
بدبخت راه گم کرده بود