سلام
من یه مدتی بیمار بودم یکی دو روزی میشه که الحمدلله بهتر شدم
مامان سهند جون و بقیه دوستان من یه تصمیم بسیار فجیع گرفتم میخوام پسرم رو دیگه به پیشدبستان نفرستم
اونقدر تو این یکماه و اندی با مشکلات ریز و درشت دست و پنجه نرم کردم که دیگه بریدم
اول اینکه اون مربی که پسرم دوستش داشت با بیرحمی تمام یکهفته بعد از بازگشایی نیومد و پسرم اصلا مربی جدیدش رو دوست نداره از محیط مدرسه یکهو متنفر شد.بعدشم سرماخوردگی مکرر پسرم برای خودش و ما اعصاب نگذاشت.همش سرفه همش تهوع.چندبار بالا آورد.خلاصه من هم از مدرسه بیزار شدم چه برسه به این طفلک که از روز اول از مدرسش خیر ندید.چند وفت پیش تو این هوای سرد برده بودنشون حیاط برای بازی این پسر بدشانس منم خورده بود به یه بچه شری که داشته میدویده و هردو بشدت دردشون میاد و از بینی پسمل بنده هم خون میاد سرتون رو درد نیارم اومد خونه دیدم لباساش خونیه زنگزدم مدرسش اون خانمی که گوشی رو جواب داد ودرست نمیدونم کی بود بطور کل زد زیر قضیه و گفت خوندماغ شده خلاصه منو بگی دیوانه شدم خدایا چی شده بچه من سابقه نداشته تا عصر حالم بد بود که رفتم سراغ دفتریادداشتش که دیدم مربیش هم این جریانی رو که پسرم تعریف کرد رو تایید کرده دیگه داشتم از دست اون خانمی که تلفن رو جواب داده بود منفجر میشدم .بگذریم
شبش تب کرد چه تبی بله...آنفولانزای فصلی گرفته بود و تا الانم سرفه هاش ادامه داره و حدود دو هفته ای هست که مدرسه نرفته و تا بهش میگم از شنبه بریم گریش میگیره و میگه میخوای بازم طوریم بشه.خلاصه که مرددم که یا نفرستمش تو این هول و ولای آنفولانزا چون بدنش خیلی ضعیف شده یا اینکه مدرسش رو عوض کنم یا...؟