تمام تصورم اینه که برم محضر عقد کنم بعد یه ماه برم سر خونم بدون هیچ مراسمی
اصلأ علاقه ای ندارم
داداشم داره ازدواج میکنه خانومشو میبینم این همه داره دوندگی میکنه اذیت میشه هزینه های بالا و سنگین
اصلأ نمیتونم درک کنم چرا من این جوری نیستم همین الآنشم از مجبوری دارم مراسمش شرکت میکنم
هزینه آرایشگاه و لباس و کادو و همش از گرونی مثل یه زهر میمونه برام که داره تحمیل میشه
از طرفی مجبورم و برای حفظ ظاهر و آبرو باید این کار انجام بدم