آبگرمکنمون رادیاتش سوراخ شده پریروز مرده اومد ۴ تومن ازم گرفت درست کرد برد اورد بازم آب میداد دوباره برد اورد .باز دیروز صبحش شر شر اب میریخت باز اومد برد درست کرد.میبرد رادیاتور سازی جوش میداد
اومد بهم گفت رادیات ساز بهم کفته چرا انقدر خودتو خسته میکنی ولش کن ولی من بهش گفتم اخه خیلی بدبختن😒بعدش خواهرشوهرای نکبت عوضیم مراسم دارن خونه مادرشوهرم امروز همش میخوان منو تحقیر کنن وایستاد دیشب ده شب به شوهرم زنگ زدن بهش گفتن به زنت بگو بیاد😏
ولی از ک...ون بقیه جاریام میخورن چون اونا پولدارن با خانواده ان ولی من دارم با برادر بی عرضه اینا که حق خودشم نمیتونه بگیره جون میکنم و زندگی میکنم و خانواده امم داغونن من لایق نیستم
دیگه خسته شدم از بس مسیولبت همخ چی تو زندگی رو دوش منه
هر چی بشه خودم باید برم دنبالش با هر چی مرد اینجوری و اونجوری سرکله بزنم با تعمیر کارا
یک بار یه تعمیر کار نیاورده خونه هیچ چی رو نمیتونه درست کنه
پول نداره عرضه نداره لرثشو از خانوادش بگیره همه گرفتن این مونده
کارگری که میره من براش با منت خواهش جور کردم
خاله زنکه چرت و پرت میگه تو کارای زنانه دخالت میکنه
امروز خونسون مراسمه دیشب با اینکه دیر زنگ زدن میخواستم بخاطر دخترم که دوست داره برم دیدم داره سکته میکنه از ترس پس میفته، میگه زنگ بزنم ببینم مراسم ساعت چنده که یه وقت ما یه ربع زود نریم خونشون چون میدونه یه لقمه چش ندارن ببینن ما خونشون میخوریم ولی بقیه خواهرشوهرا و برادرشوهرا از دهن تا ک.و..ن میخورن همش اونجان
بعد همش بهم میگه به مادرم سر بزنیم یعنی از ساعت ۵ بریم تا ۷ زود برگردیم هیچی هم نخوریم خونشون
خیلی شرایط زندگیم بده
اگه یه خانواده درست حسابی داشتم یه لحظه نمیموندم
چون جهاز نداشتم مهریه هم ندارم اینجا مهر بت جهازه مطابقت داره
پول و طلا و پشتوانه هم ندارم کار و سوادم ندارم
ولی خیای عرضه دارم اگه جا داشتم حتا میرفتم کارگدی طلاق میگرفتم جا ندارم