بعدش منم بهش پس دادم با خیلی ناراحتی انداختم بيرون
بعد که عید اومد بهم تبریک گفت
گفت میخوام گردنبندو بهت پس بدم عصبانی بودم گرفتم دلم نمیاد دست من باشه
گفتم باشه فردا که کسی خونه نیس بیا بنداز حیاطمون
من اون شب خواب دیدم که شبه من خوابیده این اومده خونمون یواشکی بهم میگه نگران نباش من دوست دارم همه چیو درست میکنیم
بعد گفت هیس بگیر بخواب
منم گفتم نمیتونستی پیام بدی اومدی خونمون
گفت بگیر بخواب
دیدم رفت بالای پشت بوم بهم بای بای کرد رف