2789

نمیدونم چند بار این تاپیک رو گذاشتم ولی نمیاد

دوستان به نظرتون علت اینکه آدم خواب یکیو خیلی زیاد ببینه چیه(خواب عشقمو که بینمون شکر آبه چند وقته)

میتونم بگم در حد 40 شب یا بیشتره که هررررر شب خوابشو میبینم

میخوام بدونم فقط به خاطر فکرای خودمه؟

یا میتونه نشونه ای باشه؟

یا اونم به فکر منه برای همین؟

حتی شده تو یه شب سه بار خوابشو ببینم

این وسط مسطا یکییش هم تعبیر شد که خیلیییی عجیب بود اگه خواستید تعریف میکنم 🥲

اره تعریف کن

در حال ساختن یه دختر موفق🩷💐...#Feminist🤵🏻♀️🤍... بزرگترین دشمن زنها، زنهای نادانند🍷... به دلیل زیاد شدن کاربر زننما ، درخواست دوستی هیچکس رو قبول نمیکنم 🙂↔️🪼...خیلی جاها جواب دندون شکن دارم اما میترسم جای دندون دل بشکنه🙂🤝🏻... همیشه نظراتتون رو یا جواب میدم یا لایک میکنم اگر هیچکدوم رو انجام ندادم بدون ارزش بحث کردن نداشتی 🌝✨

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اره تعریف کن

پارتنر من اوله باهم بودنمون یه گردنبند داشت با یه سنگ اونو داد به من منم چون از خودش بود همیشه گردنم هست تقریبا چهار ساله گردنمه از همه کادوهاش هم بیشتر دوس دارم

یه هفته قبل از عید یه دعوای خیلی بدی کردیم بهم گفت اون گردنبند رو پس بده(کادو های زیادی داده این چون برام ارزش داشت میگف بده که ارتباطمون قطع شه) خیلیییی عصبانی بود

اینم مهمه ما همسایه ایم

بعدش منم بهش پس دادم با خیلی ناراحتی انداختم بيرون

بعد که عید اومد بهم تبریک گفت

گفت میخوام گردنبندو بهت پس بدم عصبانی بودم گرفتم دلم نمیاد دست من باشه

گفتم باشه فردا که کسی خونه نیس بیا بنداز حیاطمون

من اون شب خواب دیدم که شبه من خوابیده این اومده خونمون یواشکی بهم میگه نگران نباش من دوست دارم همه چیو درست میکنیم

بعد گفت هیس بگیر بخواب

منم گفتم نمیتونستی پیام بدی اومدی خونمون

گفت بگیر بخواب

دیدم رفت بالای پشت بوم بهم بای بای کرد رف

بعد فرداش که خواست گردنبند رو بهم بده

یکم بچه دست پا چلفتیه

اومد بندازه حیاطمون(خونه هامون حیاط داره)

محکم انداخت گردنبند رفت افتاد پشت بوم 😂

بارون هم میومد

من گفتم آخه اینو چرا اینطوری انداختی

گفت آروم انداختم بخدا

گفت برو بالا بردار تا نیومدن خونتون(روز دوم عید بود خونه نبودن همه رفته بودن عید دیدنی)

گفتم من چطوری برم آخه

گفت باشه تو نگهبانی بده من بره بالا پشت بودمتون

از دیوار پشتی که دیوار کامل صاف بود دیواره شیش متریییی

نفهمیدم چطوری رفت بالا

بعد اومد گردنبند رو برداشت انداخت حیاط

دقیقا همون جایی بود که تو خواب دیدم

بارون هم میومد شدید

بالای پشت بوم بهم زنگ زده نفس نفس میزنه میگه پیداش کردم😂🤦🏻♀️

بهش گفتم خوابمو و اینکه تعبیر شد دقیقا همونروز

اونروز هم مثل خوابم باهام مهربون شده بود

ولی هنوز آشتی نکردیم

نمیدونم دیگه آشتی میکنیم یا نه 🥲

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792