چون دختر خالهام وخالهام دارن میان از دیشب زنگ زدن بیا ببینمت حدود ۸ نفرن
بعد پدرم زنگ زد از صبح که نیا غذا کم میاریم
(بابام وضعش خوبه ها وبرا ما خرج میکنه ولی گاهی به خسیسی میزنه )
بعد من رفتم وقتی رفتم بابام خیلی عصبی شد و اون خواهر مجردم هم کلی غر زدن و سر مادرم عصبی شدن فک میکنن تقصیر اونه به من بگه بیام
بابام گفت مگه نگفتم نیا چرا اومدی
منم زدم به سیم اخر گفتم چرا داد و بیداد میکنی و خسیس بازی در میاری اصلا ادم نیستی بابا بیشتر عصبی شد
من اومدم منم بچمو گرفتم رفتم بیرون روم نشد برگردم خونه شوهرم بفهمه مشکلی پیش اومد رفتم خونه خواهر متاهلم تازه اون خواهرم هم خواسته بره خونه بابا ولی منو دید دیگه نرف