2789
عنوان

ینی من باید سفره مادرشوهرمو جمع میکردم آیا

| مشاهده متن کامل بحث + 181680 بازدید | 313 پست
نمیدونی چه بلاهایی سر من اوردن ، جالبه اونقدر بد قیافه بود و هست که خود مادرشوهره میگفت مهم اخلاقه ! ...

من و یه جاریم، با هم ، هم زمان عقد شدیم و ...

عید اول که عقد بودیم، خیلی اتفاقی، من با مامان و بابام اومدیم خونه پدرشوهرم، دیدیم اونام خانوادگی شام هستن، من تنها موندم شام.

بعد شام ، خواهرشوهرام ، که هر دو مجرد بودن، آره فلانی جان (جاریم) این عیدی از طرف ما دو تا دختر به تو، واای من میگی، انگار تیر زدن تو قلبم.

خودمو کنترل کردم، شوهرم که من رو اورد خونمون برسونه، تو ماشین انقدر گریه کردم، چشمام باد کرد.

جالب اینه همون عروس محبوبشون تو عقد طلاق گرفت کلی طلا برداشت برای خودش، کلی هم مهریه گرفت.


دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

زیاد میری؟

از اینکه فامیلی مادر شوهرت داره سواستفاده میکنه نشور بهشون زیاد رو نده خیلی باهاشون صمیمی نشو

یا دوتایی بشورین یا توهم نشور

اینا بعدا برات عذاب وجدان میشه چرا کردم چرا شستم

یکی از فامیلای منم عروس عمشع این قدر اذیت شده ک نگو الان پشیمونه،ولی دیگه چ فایده بعد چندین سال

ینی شوهرم رفت من نرم

گلم من ۱۷ ساله عروسم مثل مهمان میرم میام.

احترامم خیلی زیاده..بقیه جاریام گ اونجا زیاد میرن

مثل شما بهشون نگاه میشه.

معلومه ک نباید بری

مگه چی داره اونجا ک نری از دست میدی؟

💕

ینی منتظرم یه روز که حامله شدم عقده تمام این روزارو در میارم دست به سیاه و سفید نمیزنم😂

همین الانم با عزت باش ، رفتی سریع ندو تو اشپزخونه . ببین نزاری خرت کنن ، فککن نامزد سابق ام میگفت اره تو جای دختر نداشته ی پدرمی ( چون نسبت داشتیم ) ... در حالی که لطف و محبت و عنایت و ... حتی مادی مال جاریه بود !!!

در آغوشِ خدا {🤍}
زیاد میری؟ از اینکه فامیلی مادر شوهرت داره سواستفاده میکنه نشور بهشون زیاد رو نده خیلی باهاشون صمیمی ...

ن زیاد نمیرم ولی شوهرم دوس داره هفته ای دوسه بار بریم ولی من واقعا خوشم نمیاد

ن بخاطر کار کردنا کلا خوشم نمیاد با اونا نشست و برخواست کنم

ولی اگر من بودم اونجا بهم بد میگذشتاگر اونجا بودن شوهرم خواست بره من نرم ؟

تابلو نکن دیگه، ببین رسمی برو، مخصوصا اینکه واقعیت عمه ات ، تو رو خودمونی میبینه.

ولی سعی کن هر روز هر روز نری.

میبینی شوهرت دوست داره بیشتر بره، مثلا بگو میخوام کمد تمیز کنم، نرو و بزار تنها بره.

یا بگو میرم خونه ی مامانم.

فقط هم تابلو نکن، و هم یه جور نشه، شوهرت عادت کنه

همین الانم با عزت باش ، رفتی سریع ندو تو اشپزخونه . ببین نزاری خرت کنن ، فککن نامزد سابق ام میگفت ا ...

اره واس منم خیلی از لحاظ مالی به اونا میرسن ولی به من ن

قبلاً ک نامزد بودم رفته بودیم شهرستان جاریمم رفته بود مادرشوهرم جلو خودم به اون عروسش پول داد ولی به من نه

حالا اگر بهشم میگفتم فرق میزاری میخواست بگه تو خونه باباتی هنوز به اینم بخاطر بچش پول دادم😐 دیگه دیالوگاشونو حفظم

حتی همین الآنم که عروسی کردم مادرشوهرم بهم زنگ نمیزنه ولی میرم خونشون میبینم وقتی جاریم میزه خونه باباش همش بهش زنگ نمیزنه سراغ نوشو میگیره

ینی منتظرم یه روز که حامله شدم عقده تمام این روزارو در میارم دست به سیاه و سفید نمیزنم😂

قشنگ سلام علیک کن گرم بشین بزار یه چای بزارن جلوت بعدم متعادل کار کن ، دوبار که ظرف جمع کنی بزاری تو سینک ( وقتی جاریت اینام هستن ) دفعه سوم خود مادرشوهره میگه عروسا پاشید طرفارو بشورید یا اگه فقط تورو گفت بگو فلانی جان پاشو یه دست بچرخونیم یه چایی دبش هم دم کنیم برا آقاجون و ( خودتو تو دل برو کن ) . خانواده نامزد سابقم و روابطشون به شدت سمی بود و متاسفانه سلامتی جسمیم حتی به خطر افتاد ... اینکه با پنبه سر ببری هم از پلن های همون جاری و خانواده اس ! مثلاً اول وانمود میکرد کم خرجه درک میکنه و غیره بعداً تا سرویس چوب داد گردن داماده ! ...

در آغوشِ خدا {🤍}
من و یه جاریم، با هم ، هم زمان عقد شدیم و ...عید اول که عقد بودیم، خیلی اتفاقی، من با مامان و بابام ...

وای چ بد

چطور میشه ک همچین کاری میکنن

ببخشید میگم بیشعورا لااقل میذاشتن شما میرفتی یا ی وقت دیگه میدادن بهش

یا پولی واسه شما میذاشتن تو پاکت

ببخشید کثافتا

ینی تو این بیست سال یه بارم ظرف نشستی؟

نه

دقیقا مثل یه مهمون رسمی میرم و برمیگردم . نهایتش تا سرویس رفتم دستامو شستم و برگشتم نشستم رو مبل

مثل لبخند سپیده . مثل شب گریه ی عاشق 🩷☁️🍃🩵من پر از معجزه ی شهریورم 🩵مامان یه عالمه هاپو و پیشی و جوجو و خلگوش و عاشق محیط زیست و بس 🐾پروفایل موقت.تا پروفایل اصلی از تعلیق سیاه در بیاد 🫩

ن زیاد نمیرم ولی شوهرم دوس داره هفته ای دوسه بار بریم ولی من واقعا خوشم نمیادن بخاطر کار کردنا کلا خ ...

دو سه بار زیاده واقعا چه خبره ماهی یه بار برو بزار خودش بره سر بزنه برگرده و به همسرت بگو من یه بشقاب غذا میخورم به اندازه یه مهمونی ظرف میشورم نه میام و نه میشورم

میفهمم کاملا نزار خیلی احساس راحتی بکنن باهات .جوری باش جرعت نکنن حرفی بزنن بهت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792