بچه ها مامان من به شدت ادم مهربونیه واسه اطرافیان و سنشم از همه خواهر برادراش کمتره من دختر خالم ازدواج کرد مامانم همه مراسم خواستگاری و بله برون و گردوند کلی تو خرید جهزیه پا به پاش رفت چون مامانم خیلی برندارو میشناسه و کلا خودشون سلیقه ندارن کمک کرد کلی کمک کرد واسه جهیزیه چیدنش پسر خالم عروسی کرد باز مامان و بابام کلی کمک کردن تو گردوندن عروسی و خریداشون تو خواستگاریشون فقط مامان و بابا من حرف میزدن چون خودشون خیلی بلد نبودن خوب حرف بزنن بهترین پاگشا واسه دختر و پسرش انجام داد چند مدل غذا....... بعد چند بارم خالم سفر زیارتی مکه و کربلا رفته تمام مهمونی ولیمه و مامانم تدارکش و دید و کمکشون کرد حالا در مقابل همه اینا دخترش الان دو ساله ازدواج کرده یه بار مامانم و خونش دعوت نکرده پسرش یه بار دعوت کرده بعد من جشن عقد و نامزدی داشتم هیچ کمکی نکردن واسه کارامون تمام کارارو مامان و بابام انجام دادن یعنی خالم و شوهر خالم شاید دو ساعت زودتر از بقیه مهمونا امدن هیچ کاریم انجام ندادن
واسه پاگشا تدارک خاصی برام ندیدن جهیزیه ام چیدم یه روز چند ساعت خالم امد خیلی خیلی کم کمک کرد مثلا در حد یه کابینت چیدن عروسیمم نزدیکه که با خانواده داماده ما کار خاصی نداریم که اونجا بخوان کمکی کنن
منظورم اینه که وقتی وقتش رسید اصلا واسمون جبران نکردن
الان دوباره دخترش یه مراسم داره زنگ زدن به مامان من که بیا روز قبلش بریم خریدارو کنیم بعد اون روز از صبح بیا اماده کنیم مامانمم قبول کرده
منم شدید با مامانم دعوام شد ؟ واقعا حق ندارم ؟ چرا نمیفهمه فقط سوء استفاده میکنن ازش؟