2789
عنوان

بیاید از روز زایمانم بگم اشکتون درآد

| مشاهده متن کامل بحث + 253092 بازدید | 1085 پست
افسردگی که خیلی شدید داشتم ولی تحمل کردم همش دوست داشتم بمیرمولی الان بهترم الان بیشتر عصبی شدم تحمل ...

چون فشار روت زیاد بوده با کمترین چیزی عصبی میشی هنوزم روت فشار هست معلومه

برای باباش چهلمش رفتم و ده روزم موندم خونشون ولی خیلی دوران بدی بود دخترم کولیک داشت مدام گریه میکرد ...

همیشه قدیمیا میکفتن یکی مو ویکی سینه ی زن را زود چشم میزنن.. جلوهرخری نبایدبه بچه شیربدی. اونجاعزاخونه هم بوده دیگه بذتر

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

الهی بمیرم💔 چقد سختی کشیدی واقعا درکت میکنم خیلی زن قوی هستی امیدوارم شوهرت سر عقل بیاد و پشیمون شه

دور از جون عزیزم

امیدوارم امیدوارم ادم خوب قبل از بارداریم برگرده بهم ان شاءالله


همیشه قدیمیا میکفتن یکی مو ویکی سینه ی زن را زود چشم میزنن.. جلوهرخری نبایدبه بچه شیربدی. اونجاعزاخو ...

اره متاسفانه دخترمم بیست و چهاری دهنش شیر بود میخواست مجبور بودم هر جایی برم یه گوشه بشینم شیر بدم وای حالمو بد میکنه به دوران مزخرف شیردهی فکر میکنم😅

همیشه قدیمیا میکفتن یکی مو ویکی سینه ی زن را زود چشم میزنن.. جلوهرخری نبایدبه بچه شیربدی. اونجاعزاخو ...

استارتر معلومه زن ساده ایه...حالا من خیلی سر رشته ندارم ولی مامانم همیشه میگه زن زائو نباید قبرستون و مجلس عزا و این چیزا بره واسش خوب نیس


افسردگی که خیلی شدید داشتم ولی تحمل کردم همش دوست داشتم بمیرمولی الان بهترم الان بیشتر عصبی شدم تحمل ...

احتمالا افسردگی گرفتی یه سر برو روانشناس. عوض پدرشم به بچت محبت کن اون موجود بی گناه به خواست و اراده جفتتون اومده حالا که پدرش کمکاری میکنه خودت محبت کن ..

لطفا همیشه اولویت زندگیت خودت و بچت باش . نه اینکه هنوز نگران امتحان همسرت باشی و به مادرش بگی برو برا غذا بپز ول کن دختر مگه اصلا اون بفکزگرت بود که شما بفکره شکمشم بودی؟؟؟؟ لطفا و لطفا اولویت زندگیت خودت و بچت باشه قدیما واقعا درست گفتن همسر صرفا یه دوست کاغذی و قراردادیه

احتمالا افسردگی گرفتی یه سر برو روانشناس. عوض پدرشم به بچت محبت کن اون موجود بی گناه به خواست و اراد ...


اره باید برم حتما یک روانشناسی چیزی وضعم خیلی خرابه

سعی میکنم به دخترم محبت کنم ولی گاهی دست خودم نیست عصبی میشم کارهای خونه و بچه و شغلم همه ر دوشم هست و رندگیم سخت دیکه مجبورم همشو همدل کنم شوهرم برام مهم نیست فقط چون پدر بچمه میگم بمونه همین

استارتر معلومه زن ساده ایه...حالا من خیلی سر رشته ندارم ولی مامانم همیشه میگه زن زائو نباید قبرستون ...

اره من تازه زاییدم یعنی هنوز بچم چهل روزش نشده بود که مجبور شدم برم مجلس عزاشون اونم مادرشوهرم به شوهذم گفته بود برو زنت رو بردار بیار و اینجا تو محلیها زشته تو همش از روز اول تنهایی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792