من سه ساله که دارم باشگاه میرم با همه هم یه جورایی خوبم نه خیلی صمیمیام نه خیلی خشک یه همشهری دارم که قبلاً نمیومد باشگاه الان دو سه ماهه که داره میاد باشگاه یه چند روزی بود گرفتار بودم نمیتونستم بیام باشگاه اونم هی پیام میداد کجایی بیا بیشعور بیا فلانی چون ۸ سال از من بزرگتره منم به احترامش چیزی بهش نمیگفتم یکم گرفتار بودم و یه هفتهای طول کشید که نرم باشگاه بعد دیدم بهم پیام داده که خدازده بدبخت چرا نمیای خیلی ناراحت شدم خیلی بهم برخورد که چقدر روش با من باز شده که اینجوری با من حرف میزنه از فرداش تونستم برم باشگاه رفتم و خودمو باهاش سرسنگین گرفتم جوری که بقیه با اینکه میدونستن ما دوست صمیمی هم هستیم همشهری هم هستیم فهمیده بودند که چرا من تو خودم رفتم چند وقتیه و سرسنگینم باهاش اونم نمیدونم به خاطر اینکه حرصمو در بیاره با دو سه نفر دوست شده و بگو بخند که میخواد به حساب لج منو دربیاره اونقدر ازش ناراحتم که دلم نمیخواد حتی ببینمش شما بودین جای من چیکار میکردین باشگاهتونو عوض میکردین چون من این باشگاه رو خیلی دوست دارم و سه ساله با این مربی میام مربیمم دوست دارم شما بگین چیکار کنم چون اصلاً حال خوبی ندارم وقتی میبینمش و به شدت ازش متنفرم
از اول باید جوابشو میدادی میگفتی این طرز صحبت کردن درست نیست من برای خودم شخصیت قابل احترامی دارم لطفا رعایت کن چون ناراحتم میکنه
بعدم دیگه زیاد تحویل نمیگرفتی
«گوش کن؛ فقط گوش کن ببین چی میگم: اینو تو مغزت فرو کن، باشه؟ تو تا الان دووم آوردی؛ اون روی سکهٔ این دووم آوردنت هم یعنی زندگی وجود داره؛ زندگی، میفهمی؟ یه چیزایی هم پیش میاد که تو رو خوشحال میکنه. پس اینقدر دلواپسِ نگرانیات نباش. فقط یهکم دلواپس باش. یکم دلواپسی رو میتونی اداره کنی. اما سوپر- دلواپسی رو نه!» خسته تر از اونیَم ڪه اهمیت بدم..!_سبز ماندن در بین ویرانی ریشه میخواهد..!_
بجای ک بیاد داجویی کنه از لج من با چندنفر دیگه بلند بلند میخنده ک حرص منو در بیاره
خب شاید اصلا نمیدونه دلیل ناراحتیت رو
من هم رو صحبت کردن حساسم و با ادبیات نسل جدید نمیتونم کنار بیام و دوستام و همکارام هم دیگه میدونن جلو من مراعات میکنن
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀