بابام جدیداً خیلی آدمه بدجنس و خسیسی شده
مرد آرومیه اما یک ساله زنجان دور از خونه کار میکنه و وقتایی که میاد خونه یکسره غر میزنه و با مامانم دعوا میکنه
انگار عوض شده
حتی دیگه از قهر و دعوا هم نمیترسه
امروز جلوی مهمونا آبرومونو برد
مامانم یه دبه ی خالی جای زیتونو به خانومه تعارف کرد گفت جاشو نمیخوای؟
بابام دبه رو گرفت گفت نه نه جای زیتونامه
آب شدیم از خجالت