هوالحبیب
عطر و بوی نرگسی ها را چو باد آورده است
شاعر امشب باز باران را به یاد آورده است
میرود اُفتان و خیزان چون خُماری درد کِش
گوییا تریاکِ چشمت اعتیاد آورده است
نازنین، از بس که در اوج کمالی بهر تو
حک نموده بر نگینی، ان یکاد آورده است
خواب را کرده حرام و نیمه شب در یاد توست
درد هایش گرچه شاعر را به داد آورده است
در تمام عمر شاعر با عصای احتیاط
پیش تو بشکست آن را اعتماد آورده است
در کلاسِ چشم تو، دل کَنده از زُهد و ریا
دست ها را شُسته انگار ارتداد آورده است
«نیستی» اما سکوت شب گواهی میدهد
شاعر امشب نام نرگس را زیاد آورده است
حسین مرادی
تبریز بارانی
🌱