2777
2789

❤️ هوالحبیب


درختان را هنوز ای برف! شوق برگ و باری هست

زمستان گرچه طولانی ست، آخر نو بهاری هست


مرا در قلب خود کُشتی و از دنیای خود راندی

گمان می کردم ای بی رحم بین ما قراری هست


تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو

ولی ای بی وفا از بی وفا هم انتظاری هست


چو در قلب تو می تازند بعد از من رقیبانم

به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست


اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی

بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست


#فاضل_نظری


تمایل داشتید، چند بیت شعر ارسال کنید.🌱

«یا رفیق من لا رفیق له»

خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش،و نماند هیچش الا،هوسِ قمارِ دیگر...

از خون جوانان وطن لاله دمیده.ازماتم سرو قدشان سروخمیده.چه بدرفتاری ای چرخ،چه بدکرداری ای چرخ،سر کین داری ای چرخ..نه دین داری نه آیین،نه آیین داری ای چرخ! صدای( بهنام درویشی) وقتی با بغض به مامانش میگفت توپ تانک مسلسل دیگر اثرندارد،به مادرم بگوئید دیگر پسر ندارد...تا قیامت تو گوش منه.. کلام شد گلوله باران🖤به خون کشیده شد خیابان🥀ولی کلام آخر این شد که جان من فدای ایران

خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش،و نماند هیچش الا،هوسِ قمارِ دیگر...


به رفتن تو سفر نه، فرار میگویند
به این طریقه ی بازی قمار میگویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته «نگار» میگویند

#کاظم_بهمنی

«یا رفیق من لا رفیق له»

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی میداشتتا به جانش میخواندینام کوچکیتا به مهر آوازش میدادی،همچون مرگکه نام کو ...

بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا

از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است

#فاضل_نظری

«یا رفیق من لا رفیق له»

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیملطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی#حافظ

هر لحظه که تسلیممم در کارگه تقدیر

آرام تر از آهو بی باک ترم از شیر

هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر

رنج از پی رنج ایدزنجیر پی زنجیر

if you don’t know your real price, be ready for affliction

عشق
آن بُغضِ عجیبیست
که از دوریِ یارنیمه شب
بینِ گلو مانده و جان میگیرد...


وقت رفتن بغٖض کردی خیره ماندی سوی من
شـایـد از دیـوانه ی خود انتظــاری داشتی

عـشـق یعنی بی گلایه لب فـرو بستن، سکوت
دلخوش از اینکه شبی با او قـراری داشتی

«یا رفیق من لا رفیق له»

هر لحظه که تسلیممم در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک ترم از شیر هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدب ...

گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود


«یا رفیق من لا رفیق له»

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792