بعضیا هنوز آمادگی واسه زندگی مشترک ندارن که اونقدر خودش رو آدم سربه زیری تعریف کرد اما تو ملاقات بعدی بحثای جنسی رو وسط میکشه و میخواد پسره رو ببوسه مشخصه اولویت تو ذهنش چیه و عجیبتر اینکه خانوادشون اختیار تام رو هم به خودشون میده که واسه زندگیشون تصمیم بگیرن
آخه کسی که اینقدر استرسی هستش که به قول خودش کل خانوادش رو عصبی کرده از بس نه و آره میگه و قدرت تصمیم گیری نداره چرا آخه خانواده نمیشینن راه و رسم زندگی رو واسش تعریف کنن بعد اجازه بدن که تصمیمگیری کنه یارو علی رو روانی کرد علی هم از اون بدتر
من جا علی بودم همون اول میرفتم و پشت سرمم نگاه نمیکردم