یبار اتفاقی برام بیرون خونه افتاد خلاصه کارم به اورژانس کشید منو بردن بیمارستان قسمت اورژانس
یه اقایی رو اوردن بغلم صورتش سمت من بود ازش سوال کردم چی شده جوابمو نداد
باز سوال کردم چی شده دیدم با چشماش فقط داره منو نگاه می کنه
ناراحت شدم گفتم برو بابا
بعداز 20 دقیقه پرستارا امدن بالا سرش گفتن فوت شده
من تشتکم پرید 20 دقیقه کنار مرده بودم داشتم باهاش حرف میزدم