سرکار بود تمام که شد به گفتم مریضم باهم بریم دکتر
ساعت ۱۰ شب بدون اینکه بهم اطلاع بده دیرتر میاد رفت سر شغل دومش...ساعت ۱۱نیم شب بهش زنگ زدم میگه کارمو انجام بدم میام منم اعصابم بهم ریخت قط کردم با ماشین خودم رفتم ساعت ۱۲ نیم شب میام خونه یه زنگ نزد که چکار کردی
یک میاد میگه چرا تنها رفتی تو لوس شدی خیلی بی معنی گریه میکنی حالا ۱۲ میرفتیم چی میشد
گفتم تو یه زنگ نزدی بگی دیرتر میام....اصلا اینا به کنار حس مسئولیتت کجا رفته که نیومدی خونه از حال خوب من اطمینان حاصل کنید بعد بری سرکاری که کلیداشم دست خودته ....
بچه ها دارم روانی میشم از دست این کاراش میگه تو همه چیو گنده میکنی این رفتارها تو که نرمال نیست