مثلاماهرفروشگاه مناسبی که میریم خریدمیادبمامیچسبه مارومعرفی کنیدکه قسطی وچکی ازش خریدبکنیم
طلافروش اشناداشته باشیم اینقدرمیپرسه تابهش بگیم کجاست وبره پیشش خریدبکنه
هراطلاعاتی مفیدیی روانقدرمیپرسه تابگیم
حالاخودش شوهرش دوتاکارداره
کاراولش وکاری نداریم
کاردومش یه نیسان خریده بودپاره وقت روش کارمیکردماهم ازش پرسیدیم تاماهم بخریم روزهایی که شوهرم بیکاره شیفت نیست روش کارکنه میگه وایی شماچقدرحسودین دنبال زندگی منید
من چه میدونم کارمیکنه یانه
یه روزمیگه بیکاره
یه روزمیگه کلی کارداره تامامتوجه نشیم
متاسفانه فامیل نزدیک هم هستیم من که ارتباط هم تقریبن باهاش قطع کردم بازتابفهمه چیزیی خریدم یاکاریی کردم سریع زنگ میزنه به مامانم یاخواهرم تابپرسه من چیکارمیکنم وسردربیاره 😏