2789

سلام به همه عاقلا و بالغای نی نی سایت.الهی که همیشه حال دلتون عالی عالی باشه.

من 4ساله ازدواج کردم دبیر هستم و 3روز درهفته مدرسه هستم.از لحاظ اعتقادات نمیتونم از خودم تعریف کنم اما هر انچه که قرآن امر کرده انجامدادم نهی کرده دوری کردم.پوششم هم چادری و مانتویی محجبه هست.

مدرسه که شروع میشه من کپی و پرینت زیاد انجام میدم.همسرم تولیدی پوشاک داره و فروشگاه لباس زنانه مانتو پالتو شومیز.از اول مهر من کپی زیاد انجام دادم از اونجایی که حق ندارم بیرون برم مگر اینکه همسرم با خودش ببره کارگاه و از اونجا تحت نظر ایشون من برم مرکز شهر نزدیکی کارگاه و فروشگاه کارامو انجام بدم یه کافی نتی از کارگاه کمی بالاتر بود که من کارامو همیشه اونجا انجام میدادم.خدا بالاسرشاهد و ناظر که من خودمم حجب و حیارو حفظ میکنم هم اون بنده خدا کافی نتی یه آقای محترم هستن.همسرم هی تیکه مینداخت که اون دوست توئه.تو ازش خوشت میاد.....هفته گذشته برای انجام امور بیمه تکمیلی من باید میرفتم کافی نت اولش همسرم کفت باهم میریم اینجام میدیم منم گفتم باشه چه بهتر.دوساعت من کارگاه وایستادم که همسرم بیاد بریم من کافی نت کارمو انجام بدمبرگشت گفت من کارم خیلی زیاده خودت برو انجام بده مگه بچه ای من بیام.خلاصه از من اصرار از ایشون انکار نیومد من تنهایی بردم جای دیگه پرینت گرفنم دقت کنید جای دیگر.رسید کپی و پرینتم نگهداشتم.شب موقع خواب به من میگه ها رفتی دوستتو دیدی دیگه از دلتنگی دراومدی..گفتم کدوم دوستم گفت کافی نتی.اخه من به این بشر چی بگم؟

یا دو روز پیش پژوهشگاه برای ما دوره گذاشته بود حضور الزامی بود صبح ساعت8اما واقعیت من اتاق مرتب میکردم کمد جابه جا کرده بودم نتونستم از درد جسمم برم پژوهشگاه.شب شد یکم دیگه از اتاق و خونرو جمع کردم رفتم حمام.از حمام که دراومدم همسرم تیکه بارونم کرد که برای چه شخصی رفتی حموم خودتو تمیز کردی

واقعیتش با اون جملش از خودم متنفر شدم.موقع خوابیدن بهش میگم حامد این حرفا یعنی چی به من اعتماد نداری شک داری خب بیفت دنبالم ببین من کجا میرم با کی میرم و میام چرا تهمت میزنی چرا عذابم میدی.

جوابی که به من داده...(اخه صبح نرفتی پژوهشگاه.الانم رفتی حموم حق بده من شک کنم😐😐😐😐)الان کجای این مطلب جای شک داشته عزیزان؟طبقه بالا خانوادش هستن کوچک ترین رفت و امد منو تحت نظر دارن.

.اگر من در این 4سال خطایی ازم سر میزد و ایشون مچمو میگرفت الان بهش حق میدادم.درحالیکه ایشون همیشه منو درحال عبادت و کار خیر میبینه اما هربار تیکه میندازه جمع کن بابا انگار پیر زن گرفتیم هرلحظه نماز روزه قرآن صلوات.

به خدای احد واحد کلمه به کلمه رو راست حسینی گفتم.آیا همه مردا این شکلین؟آیا مشکل از منه؟

امروز تصمیم گرفنم تمام اتفاقاتی که داره منو روانی میکنه رو با شما درمیان بزارم.چون بعد این اتفاقات که ناراحت میشم همسرم میگه برو پیش روانپزشک تومشکل داری زود ناراحت میشی

یا رفیق من لا رفیق له🖤

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792