چند هفته ای
ذکر میگفتم، خیای سخت نیست
خوب غذا بخور، وضو بگیر، قبلش
همین دعا که گفتم بزار تو پلاستیک پزرک ببند به ران راستت
من خوابم برده بود، خانم دکتر اومد بالای سرم گفت بیدار شو، دهانه رحمت کامل باز شده، باید بدنیا بیارم
منم دوت زور زدم، بچه بدنیا اومد
گفت این دعا چی بود بستی به پات
همه میگفتن بده به من