اول ایراد خواهرم
وسواس فکری شدید
فک میکنه شوهرش با عالم ادمه و خون دامادمون تو شیشس
حتی به مادرشوهرو خواهرشوهرشم شک داره در این حد
یه بچه 2ساله دارن
خواهرم دوره زبان المانی میگذرونه از اونجایی که فک کرده این بره کلاس
قراره تو خونه شوهرش جای گزین بیاره در روشون قفل میکنه و میره
بعد دوس دامادمون میاد در خونه اینم دهن بچرو میگیره میبره اتاق خواب کنه فک نکن خونه هستن
بعد که خواهرم میاد
دوسه ساعت بعد
دامادمون باهاش دعوا که چرا درو روم قفل کردی
اینم واضح میگه چون میخواستی ج ن بیاری خونه جلوشو گرفتم
شوهرشم تا میتونستع زدتش موهای خواهرمو پیچونده دور دستش کلی از موهاشو کنده
اخه چرا اینکارا رو میکنیه
تو رو خدا به فکر سلامتی خودتون و اطرافیانتون باشین
اونم دیونه کرده مثل خودش
یک خواهرمم متاسفانه وسواس تمیزی شدید داره
نمیتونیم خونه این دوتا خواهرم بریم بس که دیونه هستن