همسرم وقتی میخواستیم خونه بخریم از طلاهای من برداشت و خونه رو زد به نامم.😁
وقتی خانوادش فهمیدن پدرش بهش پول داد و همسرم هم طلاهای منو اورد و برد منو خونه هم زد به نام خودش🤦♀️
بلافاصله بعدش پدرشوهرم رفت بابت طلاهایی که همسرم و خودش برام خریده بودن شکایت کرد(چون کاغذ خریدا به نامش بود)شوهرمم قلدری میکرد برام بهم قرص اعصاب میداد😕
میگفتن طلاهارو بیار مثل جاریت بده بزاریم بانک منم دوست نداشتم بدم.اخرم گفتن چون بچه نمباری شکایت کردیم ولی من تازه بچه ۵ ماهم سقط شده بود 🥲
بعد از چند وقت که شکایت رو پس گرفتن با همسرم به برای تعویض طلاهام رفتم طلافروشی و همه کاغذ خرید ها هم به نام خودم گرفتم
چند وقت پیش هم کلی تو گوشش خوندم که پول باباتو بده برادرت میخواد ازدواج کنه احتیاج دارن و...از طلاهام دادم تا پول باباشو داد و خونه هم بدون اجازه اونا باز کرد به نامم.الانم دوباره شده پسر سر به زیر و حرف گوش کن خودم😂😂😂😂😁🤦♀️
این تجربه باعث شد بفهمم مردا اب باشه شناگرای ماهری هستن کلا ذاتشون اینه و ساکت و کم توقع بودن فقط مرد رو پرو و بد میکنه😕