2789

بخدا دیگ نمیکشم

هر گوهی میپوشم گیر میدههههه

حالا خوبه دانشگاه آزاد هم هستاااااا🤦🏻‍♀️😭



از اونورم تا ۶ونیم غروب بیشتر نمیتونیم بیرون بمونیم

بشه ۶و۳۱ دقیقه زنگ ب والدین:)))


نگید کدوم دانشگاهی نمیتونم بگم

ولی بدونید درپیت هم نیست والا

مدرس زبان انگلیسی:)🪐

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

والا من تهان مرکزم خدا شاهدا یه بار اومدن سر کلاسی که استاد بود 3 تا از دخترا رو از طر کمیته انضباطی بردن

خوشحال میشم تو تاپیکایی که درباره کنکور هست تگم کنید لطفا تا بتونم به یازدهمیا و دوازدهمیا کمک کنم که به اهدافشون برسن مخصوصا رشته ریاضی فیزیک الانم هر روز تاپیک پاسخگویی به سوالات کنکوری میزارم از صبح تا شب تاپیکام رو حتما چک بکنید با تشکر

اونجا صاحب دار و درو پیکر داره

من خوابگاهی بودم که دانشجوهای آزاد هم داشت

از ۷ دولت آزاد بودن هم پوشش هم رفت و آمد

.                                                                  
بیشتر از ۶ و نیم تو خوابگاه؟من دانشگاه دولتیم خوابگاه بچهای ما تا ۱۰ راه میده اونوقت آزاد میگه تا شش ...

چمیدونم خدا لعنتش کنه

خابگاهت تو شهره ؟

یا دانشگاه

واسه من تو دانشگاهه

مدرس زبان انگلیسی:)🪐

دانشگاه مام یکم مانتوت کوتاه باشه گیر میدن ولی من توی خود دانشگاه میبینم بعضیا حتی جلوبازم پوشیدن

نمیدونم چجوری از حراست رد میشن

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
چمیدونم خدا لعنتش کنهخابگاهت تو شهره ؟یا دانشگاهواسه من تو دانشگاهه

توی شهره ولی مربوط به دانشگاهه دیگه. نباید انقدر زود گیر بدن مگه اصلا شما کلاس ۶ تا ۸ ندارین؟😶شاید یکی بخواد اون تایم بیرون باشه وا

اونجا صاحب دار و درو پیکر دارهمن خوابگاهی بودم که دانشجوهای آزاد هم داشتاز ۷ دولت آزاد بودن هم پوشش ...

درو پیکر ؟؟؟؟

کاش اینقد که این چیزا براشون مهمه

یکم هم ب وضع محیط دانشگاه و خابگاه توجه میکردن

و مسئولیتای خودشونو درست انجام میدادن

ن تار موی دخترا و یه مانتو کوتاه


مدرس زبان انگلیسی:)🪐

من دولتی بودم، موقعیتش خیلی دور از دانشگاه بود تا ۹ می تونستیم بیرون باشیم... البته زمان ما  نمیدونم چرا دانشگاه آزادی ها باید چادر می پوشیدن 

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند. و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792