سه سال ازدواج کردم ولی هنوز تو دلمه مادرشوهرم اوایل ازدواج من و شوهرم هی تیکه بارم میکرد ک تو جهاز نداری میگفتم پس اینا جهاز نیست میگفت فامیلای ما کامیون پر میکنن جهاز.... درصورتیکه میدونم اینجوری نیستن خیلی حرف بارم میکرد البته یبار بعد شیش ماه که این حرفارو زد و زله شدم با اینکه عاشق شوهرم بودم کارمون ب جدایی کشید مادرشوهرمو اون موقع شستم و پهن کردم تو افتاب گفتم شما واسه من عروسی نگرفتید یه نیم ست نازک بهم دادید با یه عقد محضری تو خانه عقد چقدر توقع دارید و گریه افتاد مادرشوهرم اما هنوزم یاد میاد ک بابت ابن چیزا چقدر اذیتم میکرد حرصم درمیاد خداروشکر زندگیم جداست تازه اون موقع شوهرم بیکار شده بود بعد عقدمون من مار میکردم هنوزم زبونش دراز بود.....
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.