ببینید من این پسر داییمو کلا خانوادش باهامون صمیمین
حالا زنشم عیننن رفیقمه و همسنمه سنشم کمه تنها کسیم ک رفیقیم باهم
بعدن دشی خونشون بودیم مارو دعوت کردو برادر شوهزش ک میشه اونیکی پسر داییمو زنو بچش
موقع شام کشیدن زن پسر دایی بزرگم هی سفره میچید هی غذاهارو همه چیارو میچید طرف خودشون همه چیییی بالای سفره پیش خودشونچیده بود پایین سفره هییچی نذاش مث گداها
بعدم ما نخورده نبودیم واقعا مهم نبود ولی بعضی رفتارای گدا طور میبینی بهتبرمیخوره و کاراشون تومخته😑 منم امروز چون با زن پسر دایی کوچکم رفیقم و خیلی باهم اوکی و مچیم بهش گفتم دیروز فلانی اینکارو کرده و مابهمون برخورده درکل گفتم بذونه...
حالا ب مامانم گفتم مامانم میگ هرچی ابرو داری میکنم ت ابرومو میبزی تو فلانی تو بیساری تو بخاطر یچیز مسخره ابرو میبری....
من چیزی گفتم ک ابرومون بره؟ من ابرو بری کردم؟
حرفم اشتباه بوده؟