فکر کنید برای دیدن یه مریض رفتید خونه ی یکی خب. از قبل هم خبر دادید
بعد یکی از اعضای خانواده بره تو اتاق تا موقع خداحافظی هم بیرون نیاد
با بابام اینا رفتیم خونه ی عموم. پسرعموم رفته بود تو اتاق و بیرون نمیومد
زن و بچه اش اونجا بودنا ولی خودش بیرون نیومد. گفتن خوابش میاد خوابیده
واسه خداحافظی یا درحد سلام هم بیرون نیومد
بابام اینا چیزینگفتن ولی حرص داشت منو میکشت