2777
2789

احمق دیدی بی عرضگیت چیکار کرد با زندگیمون؟

زمانی که تحقیقات خواشتگاری خواهرت بود منو تو هم بهم معرفی شدیم

حالا اون ازدواج کرده بچش دو سالشه 

خونشونو خریدن

ماشینم خریدن

بعد تو میگفتی خواهرم میگه همه بمن گفتن باش ازدواج نکن من ازدواج کردم بدبخت شدم تو دیگه اینکارو نکن 

احمق بدبخت تویی که با چهل سال سن نتونستی عشقتو نگه داری

دوستم بعد سه سال از خواستگاری ما با پسر خالت ازدواج کرد بچش دو ماه دیگه بدنیا میاد

کار شوهرش رسمی شد

خونشونو دیروز خریدن

من کم زور نزدم لنتی

چرا هر بار منو رنجوندی که بقیه رو راضی نگه داری؟

الان خوبی؟خوشی؟زندگی وفق مرادته؟الان دیگه راضین ازت؟آره بره به درک دختر مردم 

چطور تونستی روز قبل عقد پا پس بکشی؟

خدا وکیلی هیچ بهم فک کردی؟

به اینکه چطور جوونیمو پات گذاشتم؟به اینکه میدونستی حالم چطور میشه؟

کاملا میدونستی نابود میشم

میدونستی آبروم میره 

میدونستی شهر کوچیکه برام حرف درمیارن

چطور شبا خوابت میبره؟گیرم کل روز خودتو غرق کار کردی شبا رو چیکار میکنی؟

الان بهت مدال شجاعت دادن؟بهت افخار میکنن؟میگن آفرین پسرم انتخابت درست بود؟میگن خوب کاری کردی؟میگن یدونه بهترشو برات میگیریم؟میگن از اولم اشتباه بود؟

راستی بهت تبریک میگه الان خودم تنهای تنهام بخاطر تو ایستادم‌جلو خانوادم با همه قطع ارتباط کردم ، راستی حرف هایی که خانوادت پشت سرم زدن هم شنیدم 

حالا میدونی جالبیش چیه؟بخاطر چی من این همه زجر میکشم؟بخاطر کسی که اولین نفری بودی ک ترکم کرد

نمیدونم از کی متنفر باشم؟خانوادم؟خانوادت؟خودت؟خودم 

همه تون با هم بهم ضربه زدید ولی من یک چیزو فقط میدونم اینکه من خیلی زجر کشیده بودم تو این زندگی من خیلی تنهایی و بی کسی تحمل کرده بودم من خیلی خیلی تلاش کرده بودم این حق من نبود

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نه مرد زندگی بوده نه عاشقت بوده 

مثلا تصور کن داشتی باهاش خونه ای میساختی برای زندگی،عشق و پناه

و اون میاد یه پتک دستش میگیره و کل خونه رو با خاک یکسان میکنه

حالا تو دوتا راه داری

بالای سر آوار اون خونه بمونی که شاید برگرده و آوار رو برداری و بعد دوباره بسازی(که اگر بنای خوبی بود خونه رو تخریب نمیکرد)

یا بعد از اینکه گریه ها تو کردی اونجا رو ترک کنی و به خودت فرصت بدی و بعدش بخوای یه خونه امن تر با یه فرد بهتر بسازی که میدونی روی سرت آوار نمیشه 

وَالضُّحَی (سوگند به روزِ روشن)وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی(و قسم به شب هنگام آرامش آن)مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی(که پروردگارت هرگز تورا ترک نکرده و با تو دشمنی ندارد)🩵

این در و تخته لعنتی کم پیش میاد جور شن با هم

مردی که میخاد زندگی کنه زن خوبی بهش نمیوفته

و زنی که عاشقه برعکس مرد خوبی بهش نمیوفتع 

لعنت به این زندگی

درک میکنم این پست رو 

آقا هستم - به یاد مادرم ، فرشته ای زخمی که پر کشید / خانم های محترم هیچ درخواستی از سوی بنده به هیج خانمی در این سایت داده نمیشه اگر ارسال شد ، اسکرین و گزارش بزنید / 💙Sمادرم

نه مرد زندگی بوده نه عاشقت بوده مثلا تصور کن داشتی باهاش خونه ای میساختی برای زندگی،عشق و پناهو اون ...

دلم‌از روزای رفته میسوزه

دلم برای خودم‌میسوزه من بچه بودم پدرم فوت کردم ۱۵ سال تمام از یه مادر بیمار و ناتوان مراقبت کردم کلی تلاش کردم برم سرکار کلی درس درس درس کلی بی پولی کلی فقر مطلق وقتی رفتم سرکار از اولین خواستگار هام بود بخاطر ش بین سال های ۳۰ تا۳۵ سالگیم بهترین موقعیت های ازدواجمو رد کردم مادرم فوت شد بخاطرش تو یه خونه تنهایی زندگی کردم 

دلم برای اینهمه تلاش خودم که حیف شد میسوزه ثمره همه زحماتم بخاطرش پودر شد 

داشتم بخودم ب تلاش هام افتخار میکردم الان هیچی ازم نمونده 

نه جوونیم نه ابروم نه اعتبارم نه موقعیتم همه همه چی نابود شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز