من آدم درون گرایی ام یعنی درون گرا شدم چون شخصیتم خورد شده عقده ای شدم همش سرم تو درس و کتابه چون پشتوانه ای ندارم
هفده سالمه یادمه کلاس پنجم که بودم خوشم نیومد از معلوم تعریف کنم پیش فامیلا مثلا عمم اینا میومدیم خونه مامانم انواع اقسام فحش های ناموسی از جمله جن.ده خراب جنایتکار و ج.نده پولی رو بهم نسبت میداد که چرا من تعریف میکنم پیش بقیه فردا بهم بگن خراب
و من به مرور از اون آدم با ذهن سالم و شاد تبدیل به یه عقده ای ساکت شدم
هیچ هم سن و سالی تو فامیل ندارم امشب مهمونی بودیم واقعا خوشم از بحث رب گوجه و رب انار نمیاد که شرکت کنم داخلشون پس رفتم تو گوشی با دوستام حرف زدم
همون روز شوهر عمم داشت نیکفت خواهر زادش گستاخه
الان اومدیم خونه و من همش دارم گریه میکنم چون مادرم بهم میگه تو جن.ده ای که تو گوشی بودی الان بقیه دارن میگن تو خرابی
بخدا خودش میشینه پیش بقیه کسی از بدی من میگه تشویقش میکنه دیگران بهم زور گرفتن
میشه راهنماییم کنید