من اصلا درکت نمیکنم. شما مجردی خونه مادرت شرایطت فرق میکنه. من متاهلم و خب خونه جدام. ولی از خدامونه عروس از شهرشون بیاد بمونه. وقتی میاد چندروزی که هست من کل برنامه هامو باهاش تنظیم میکنم. جاهایی که دوست داره بریم، کارایی که دوست داره با هم بکنیم. غریبی نکنه، خوش بگذره بهش. خوشحالم یه عضو جدید اضافه شده به خانواده.
قطعا منم چالش دارم، از یه چیزایی شاید اذیت بشم. اونم قطعا از یه چیزایی توی ما اذیت میشه. ولی خوشحالم اومده. خیالم از بابت یه داداشام انگار دیگه راحت راحته. یکی عاشقشه و هواشو داره دیگه.
شما خونه مادرتی، خیلی سخت تر میتونید به سازگاری با هم برسید. ولی خب به هرحال اون خانم عضو جدید خانواده تونه دیگه. زندگی همینه. هرکدوم از خواهر برادرا میره و یکی رو میاره و به خانواده اضافه میکنه. کم کم باید با هم کنار بیایید.