از chatgpt plus پرسیدم برات
فهرست ضربالمثلها با «خر»
خر را که گفتند هندوانه بخور، بارش را گذاشت → کنایه از کسی که به جای اصل موضوع به حاشیه توجه کنه.
خر را پالان کنی اسب نمیشود → ظاهر تغییر کنه، ماهیت همونه.
خر ملانصرالدین است، هر جا بخواد میخوابه → کنایه از چیزی یا کسی که تحت اختیار نیست.
خر بیار و باقالی بار کن → کنایه از بیفایده بودن کاری و اتلاف وقت.
خر ما از کرگی دم نداشت → اشاره به مشکلی قدیمی که از اول بوده.
خر به نخود سیاه بستن → یعنی کسی را با وعدهی پوچ سرگرم کردن.
خر همان خر است، پالانش عوض شده → کنایه از اینکه فقط ظاهر تغییر کرده، ولی باطن نه.
خر اگر پالانش طلا باشد باز هم خر است → ارزش واقعی عوض نمیشود.
خر برفت و خر برفت و خر برفت → کنایه از تکرار بیهوده.
خر بیصاحب در کوچهی ما علف نمیخورد → شانس نداشتن در کارها.
خر را بزن، صاحبش درمیآید → کنایه از تنبیه غیرمستقیم برای رسیدن به مقصود.
خر چه داند قدر نقل و نبات → کسی که ارزش چیزی را نمیداند.
خر همان بهتر که بمیرد و بارش بماند → کنایه از بیمصرف بودن شخصی نسبت به چیزی که از او بهجا میماند.
خر را که گفتند برقص، پالانش کج شد → کسی که ب
ه کاری که بلد نیست مجبور بشه.