2777
2789
عنوان

بعد از نه سال زندگی گفت جدا بشیم

558 بازدید | 36 پست

ما ۹ ساله باهمیم از صفر باهم شروع کردیم، روزای خوش زیادی باهم داشتیم روزهای سخت هم داشتیم ولی روزهای دعوا و قهر خیلی کم داشتیم، ما کنار هم بزرگ شدیم. تا یک هفته پیش عاشق هم بودیم. ولی یه سری اخلاق ها بود که همیشه آزارم میداد مثلا اینکه هیچ وقت نمیخواد در مورد مشکلات و ناراحتی ها صحبت کنیم، مثل اینکه هیچ وقت نمیتونه از خودش یا من دفاع کنه.

ما یک هفته پیش سر مادرش دعوا کردیم، برای اولین باز بهش گفتم که چقدر اینهمه مدت من ناراحت میشدم از کارای مادرش ولی به روم نمیاوردم، بهش گفتم اون وقتا که مادرش با خرفاش ناراحتم میکرد انتظار داشتم حتی تو خلوت خودمون بیاد منو آروم کنه.ولی نکرد

اولش گفت اره میدونم بعضی وقتا مامانم خوب رفتار نمیکنه ولی مشکل از توعه! تو حساسی 

تو دنيايي كه ميتوني هر چيزي باشي، مهربون باش

خیلی جا خوردم انتظار داشتم منو بفهمه ولی گفت تو حساسی، یادش آوردم حرف مادرش رو مه جقدر بد بود، گفت خب بنده خدا چیزی نگفته که 

هر چی گفتم بدتر عصبانیم کرد با دفاع بی خود از مادرش

تو دنيايي كه ميتوني هر چيزي باشي، مهربون باش

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

گفتم تو چطور نمیفهمی و این حرفارو میزنی؟ یعنی خوبه یکی با تو این کارارو بکنه؟ تو خونه ما پدر مادرم تورو رو چشمشوم میذارن اونوقت تو میگی عب نداره مامانم اینارو به تو گفت

تو دنيايي كه ميتوني هر چيزي باشي، مهربون باش

من دارم خلاصه میکنم خیلی بیشتر از دو ساعت بحث کردیم، من میگفتم چطور به این حرفا و رفتارا میگی هیچی نیست، عب نداره

ولی به من میگی تو حساسی نباید ناراحت بشی؟  این چه استدلالیه 

گفت چون اگه لازم باشه من بین تو و مادرم مادرم رو انتخاب میکنم

تو دنيايي كه ميتوني هر چيزي باشي، مهربون باش

وای خدا بدتر عصبانیم میکرد با این حرفاش، دعوامون شدت گرفت من کفتم اون گفت 

گفتم از اون مادر همچین پسری هم انتظار میره

تو بعد این همه سال به من میگی تو رو حذف میکنم مامانم رو انتخاب میکنم

تو دنيايي كه ميتوني هر چيزي باشي، مهربون باش

اون به من توهین کرد من به اون

همه چی از مادرش شروع شد، به ناحق طرف مادرش رو میگرفت که اون بد حرف میزد اون تیکه مینداخت نه من

هرچی که فکرش رو بکنید بهم گفتیم، بهم حمله کردیم و همو زدیم

تو دنيايي كه ميتوني هر چيزي باشي، مهربون باش
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز