2777
2789
عنوان

مامانم با دلخوری از خونمون رفت

164 بازدید | 8 پست

یکماهه زایمان کردم مامانم پیشم بوده.  دیشب مهمونی دادیم داداش کوچیکم همیشه سرکاره و شیفتی میره و اگر میخواست میتونست شیفتشو جابجا کنه یا مرخصی ساعتی بگیره بیاد اما نیومد‌. زنش هم نیومد گفت همراه بچه داداشم  یک هفته هست بلیط کنسرت گرفته میخوام برم کنسرت و اگر نرم دلش میشکنه(البته بچه داداشش بزرگه دختر دبیرستانیه). بابامم کشاورزه رفته بود آبیاری زمین که شوهرم حتی موقع شام دوباره بهش زنگ زد که بیا بابام گفت خسته ام دارم میرم خونه. شوهرم امروز جلوی مامانم گفت خیلی توقع داشتم بابا و برادرزنم بیان ولی نیومدن و گفت اگر ان شاءالله برادرزنم بچه دار شد منم ولیمه بچه ش نمیام. مامانم کلی بهش برخورد و بغض کرد. بچه م دل درده و ببخشیدا شکمش کار نمیکنه شوهرم به مامانم میگفت بمون فعلا. ما نمیدونیم چیکارش کنیم از بس گریه میکنه اما خواهرم که مجرده همش اینجا نشسته از روی شوخی میگه مامان بریم خونه. خلاصه امروز شوهرم چند دفعه به مامانم گفت مامان اگه میخواین شما برین خونه، من وضعیت بچه رو خبر میدم. مامانم خیلی بهش برخورد و اشک توی چشاش جمع شد و رفت.‌شوهرم دید به مامانم برخورده گفت مامان بر میگردی که؟ مامانم گفت نه. 

خواهرمم به شوهرم گفت شما که میدونستی داداشم نمیتونه بیاد سرکاره فرداشبش مهمونی میگرفتی. شوهرم گفت ما گفتیم شبی مهمونی بدیم که فرداش همه تعطیل باشن تا اگر دیروقت شد فردا همه بتونن استراحت کنن. 

به نظرتون مقصر کیه؟ چیکار کنم؟ 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

هر دو طرف حق دارن فقط میانجیگری کن 

دلت را بتکان ٫اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند فقط از لابه لای اشتباه هایت یک تجربه را بکش بیرون قاب کن و بزن به دیوار دلت ٫اشتباه کردن ،اشتباه نیست ٫در اشتباه ماندن اشتباه است 


پدرت ک واقعا خسته بوده بنده خدا. واقعاااا ها

همسر برادرت هم ک از مدتها قبل برنامه ریزی کرده

توقع شما بالا بوده. مهمونی رو ی شب دیرتر می گرفتید

مادرت هم اگر کمک لازم داشتید باید میموند

ولی واقعا یکماهم زیاده.دستشم درد نکنه

دیگه زندگی دارن 

حق با شوهرته .خانوادت برات ارزش قائل نشدن یه شب جشن بچت بیان باز شوهرت حرف بدی نزده و بی احترامی نکرده .یه سری مردا همینو میکنن سرکوفت و طعنه تا سال ها به زنشون تیکه میندازن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  19 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش