بنظرتون من مریضم ؟!؛
تا اومدم هر اعتراضی کنم یا مثلا
پیشنهاد بهش بدم
بهم گفت چیه دعوا دلت میخاد
چیه دوباره شروع کردی
مثلا بهش گفتم چرا به زن فلانی میگی
کمرش باریک و فلان میگه به چشم خواهر دیدم
یا مثلا بهش میگم
چرا منو ول کردی رفتی
سه چهار روز
قولنامه خونه طلا پول همه چی ام بردی
میگه دست خودم نبود
نمیدونستم دارم چیکار میکنم
از این کارش دو ماه گذشت من آروم نشدم بدتر شدم
انگار گذاشتنم رو آتیش عین اسفند
فقط و فقط کارم شده گریه
من مریضم ؟؟!
باید فراموش کنم همچین چیزی ؟؟ و
یا حق دارم ؟!!
الآنم رفته با دوستاش ع رق خوری 😄