بخدا دیگه اوف کردم از دست خونوادم
مامان احمقم همش میگه ازتون خستم چرا یکیتون عروسی نمی کنید.
از طرفی پدر روانیم همش اذیت وکتک میزنه ویکم کارت ایراد داشت تحقیر میکنه درک نداره اصلا بیشعور
ادم خودش تنها اروم وبی حوصله به کاراش میرسه ودیگه هیچکی نیس امر ونهیش کنه
مردشور هر چی شوهر وخواستگاره ببرن
خیلی از متاهلا هم عقده ی استقلال وپیشرفتو دارن
کاش بیشتر درس خونده بودم پولدار بودم هیچوقت ازدواج نمیکردم
حالم از زندگی با ادما بهم میخوره