چندین بار پشت سرخونوادش حرف زدم بلافاصله متوجه تغییر رفتار مادرشوهرم شدم همش حس میکردم یه جای کار میلنگه
اوایل اصلا فک نمیکردم چیزی بگه ولی الان دیگه تقریبا مطمعنم هرچی بگم میره میگه نکه مستقیم به طور غیرمستقیم
واقعا اعصاب خوردکنه چون مجبورم باهاشون رفت آمد کنم الان باید قیافه گرفتنای مامانشم تحمل کنم