2777
2789

سلام من تینا ۳۱ سالمه شوهرم ۳۶ سالشه

ایشون یه ازدواج ناموفق داشتن که حاصلش یه دختر ناز به ۹ ساله هست که از ۵ سالگیش به من میگه مامان

ما یکسال دوست بودیم یکسال نامزد و‌ دوسال عقد

همسرم اوایل خیلی دوسم‌داشت خیلی نازم خریدار داشت من مجرد بودم با ایشون با مخالفت های شدید خانواده دوست اشنا ازدواج کردم و جز خانواده قید همرو زدم ایشون هم برای نگه داشتن من خیلی جنگید و‌تلاش کرد اما تو رابطه خامی هایی هم داشتم و بر اساس بی تجربگی ایشون و‌گاهی اوقات اذیت کردم من دختر خیلی شاد و پر انرژی بودم مستقل و‌همه دنبال رو من بودن همه پیگیرم بودن و دوسم داشتن و‌همیشه میگفتن تو واسه این آدم حیفی‌چون ازدواج کرده ولی من دوسش داشتم دخترشم خیلی دوس دارم و بچه با مادرش زندگی میکنه منتهی شوهرم تازگیا بخاطر اینکه همش‌میگفت تو خود سری با کله خودت پیش میری همش دنبال بحث کردنی من حوصله ندارم خسته ام از سرکار اومدم تو همش انرژی منفی هستی همش گریه و استرس در صورتی ک همیشه اینجوری نبودم بخاطر بی توجهی ها بی محبتی هاش اینشکلی شدم راهمو گم کردم حالا میگه نمیخوام طلاق

و دیگه به واسطه خواهرش‌و برادرش میگه باشه بریم مشاوره و اینم بگم ما مشاوره طلاق هم رفتیم‌نامه ام گرفتیم مشاوره گفت با اموزش زناشویی مشکل شما قابل حل و ایشون باز هم میگه باشه بریم مشاوره ولی خب میگه حسی ندارم بهت 

هیچ وقت اینو نمیگف احساس میکنم اینو گفت که من دل بکنم

تروخدا راهنماییم کنید نصیحت نمیخوام

دعایی چیزی دارم دق‌میکنم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792