صبح با همسرم رفتیم پارک
ی خانمه از جلومون رد شد شوهرم نگاه کرد بعد ی نیم ساعت دیدم خانمه رو دوباره
همسرم با دخترم رفتن ی دور زدن بعد رفتن همون ورا که همون خانمه ولی پشتش بهش بود منم رفتم نشستم جایی که شوهرم ببینه دارم میبینمش و سریع گفتم بیا بریم بعد از جلو خانمه که رد شدیم گفتم انگار مسافر بود بعد همسرم لبخند زد و گفت شاید منم گفت واقعا برات متاسفم بعد انگار هنگ کرد گفت بیشعور چی داری میگی به من تهمت زدی و نمیبخشمت و دیگه هیجا باهات نمیام و...
مردم لاشی بازی در میارن زناشون سرپوش میزارن و
این وصله ها به من نمیچسبه و....
بنظرتون حس من اشتباه بود یا درست؟
چی بگم بهش حالا؟