فکر کنم معنیش این بوده که بین دوتا پسر که یکی خوبه و یکی لاشی و زبون باز، لاشیه بخاطر زبون بازی و داشتن تجربه، دل دختر مورد علاقه شو بدست میاره و رقیب عشقیش که یه پسر خوب رو کنار میزنه
پسر خوبه دیگه ازدواج نمیکنه و دختر خوبه خانوم خونه ی پسره ی لاشی شده و از پنجره به بیرون نگاه میکنه
اضافه میکنم ممکنه اینجا پسر لاشیه بخاطر بعد از سیر شدن از دختر مورد علاقه اش بخاطر لاشی بازی خودش یا بدبینی در خونه رو قفل کرده و دختره تنها راه ارتباطش با دنیای بیرون نگاه از پنجره س