2777
2789

سلام دوستان خواهش میکنم راهنماییم کنید خیلی احتیاج به کمک دارم


من ۹ ماه با یه آقا پسر آشنا شدم که پدرشون ۱۰ سال پیش فوت کرده و مادرش حقوق پدرشون را داره


و ما کم کم که از هم خوشمون اومد و یکی دوماه گذشته بود از رابطمون حرف ازدواج پیش اومد و من گفتم فکر میکنم پس اندازت زیاد نباشه که گفت دارم ولی کمه


منم دوستش داشتم گفتم خب ما این چند ماهی که داریم آشنا میشیم هم وقت برای پس انداز داری و خودمم خیلی چیزهای مالی رو به خیال اینکه داره پس انداز می‌کنه و ملاحظه کنم به نوعی حذف کردم


تا اینکه وقتی بابت بیکاری خودم ناراحت بودم گفت من برات ماهیانه یه مبلغی پول کارت به کارت میکنم که ناراحت نباشی و ماه دوم یه شب که ازش ناراحت هم بودم نصفشو برام کارت به کارت کرد و هیچی هم راجع بهش نگفت و منم همون لحظه بهش برگردوندم و گفت چون میخواستم ماشینمو بیمه کنم

منم گفتم یعنی پس انداز نداری که این کارو مجبور نباشی انجام بدی؟

گفت پس اندازمو دادم داداشم

من عصبانی شدم و از قبل هم از زیاده روی هاش توی از خودگذشتگی برای خانواده اش ناراحت بودم چون یه رفتار الکی و آزار دهنده بود که مامانش هیچکجا بدون اون نمی‌رفت و هرکاری داشت باید می‌رفت میموند برمیگرشتن هیچ رحمی هم نداشت مامانش که خسته است و احتیاج داره استراحت هم بکنه

جوری که دیگه یکی دوماه بود شب ها وسط حرفامون می‌گفت خوابم برده بود

من اون روز حسابی داغون شدم و گفتم یعنی چی که دادم به داداشم وقتی اون به فکر خودشه و فلان و فلان و فلان برای خودش می‌کنه تو چرا باید برای اینکه تایید بگیری پس انداز تو بدی به اون واسه ماشین ؟

اینم بگم قبلا گفته بود که این کارو کرده ولی من اون موقع فقط بهش گفتم به نظر من هیچوقت این کارو واسه کسی نکن

وقتی دیدم میگه خودم هیچی ندارم کلافه شدم و داد زدم سرش

بعد اون هم به جای اینکه شرمنده باشه که پس انداز نکرده و این مدت الکی به من می‌گفته آمادگی خواستگاری دارم بهم گفت حق نداری سرمن داد بزنی و به خودم مربوطه بعدم گفت اگه کنار من عذاب میکشی راضی به عذابت نیستم

من بهش گفتم پس چرا این همه مدت منو فریب دادی گفت فریب ندادم گفتم پس چرا پس انداز نکردی گفت خرج خونه دادم ! و خرج رسیدگی به خونه !

اولش سر این بود که داداشم و مامانم و ... نداره ( داداشش تقریبا هم سن خودشه)

من همینم و این چه بحثیه با من می‌کنی

دیگه با یه جلسه مشاوره و کلی دعوا رسید به اینجا که من اشتباه کردم قبول از الان پس انداز میکنم

توی همین ناراحتیا بودیم که گفت مامانم میخواد یه سری دیگه تو خونه رسیدگی کنه

(اینم بگم که این رسیدگی ها اصلا شامل موارد ضروری نبودن)

و به مادرم گفتم که میتونی این هزینه هارو بدی ؟ من نمیتونم کمکت کنم و گفته آره میتونم

من هم گفتم خب اگه پول داشتن چرا سه ماه پیش از تو گرفتن ؟

یه داستان برام گفت که گوشواره میخواد بفروشه منم باور نکردم و حدس میزنم این بارم پسر میخواد هزینه کنه

ولی خب حتی اگه خود مادر هم این بار پرداخت کنه می‌تونست همون دفعه قبل از پسر نگیره

یه بارم گفته بود که اگه من بگم تو خرج خونه کمک نمیکنم مادرم عصبانی میشه و میگه منت می‌ذاری

تاالانم هرچی دادی میندازم جلوت

من گفتم مگه مادرت مخالف ازدواجته که از همون ابتدا در جریان رابطت هست ولی ناراحت بشه اگه پولت رو کنار بذاری برای ازدواج

گفت نه مستقیم بگم شبیه منته

ولی خرج نمیکنم

اینم بگم ایشون گفتن پارسال من یه رابطه دوسه ماهه داشتم که دخترخانوم ازم انتظار داشت تو دوستی براش کادوی گرون قیمت بخرم در صورتی که خودش اینارو نداشت تو خونه پدرش و به خانوادم که توهین کرد رابطمون تموم شد

بعدا دیدم توی رابطه قبلیش هم مامانش خاله رو فرستاده که باهاش حرف بزنه و مثلا نگران بوده که تو داری چه کار می‌کنی !!!

من خودم هیچوقت خودمو به خانوادش نزدیک نکردم و گفتم خاله و هرکس دوست ندارم قبل اقدام رسمی باهام آشنا بشه

خلاصه اینکه ما رسیدیم به اینجا که یه بار بگه اشتباه کردم و دیگه خرج نکردم و مامانمو وابستگیشو کم میکنم و نمیذارم چیزی کم داشته باشی و نمیذارم کسی اذیتت کنه

یه بار بگه تو از الان با خانوادم مشکل داری و ازدواجم کنیم میخوای نذاری ببینمشون و من وظیفمو انجام دادم که کمک کردم چه مالی چه کار های دیگه

منم چاره ای جز رک گویی برام نمونده بود چون از پیچوندنش خسته شده بودم گفتم اولویت اول تو باید ازدواجت باشه و مامانت اگه نمیتونه کمکی کنه بهت می‌تونست با پول گرفتن مانعت نباشه برای ازدواج

خسته ام ... سه ماهه یه روز خوش ندارم ...

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

عزیزم شما که از الان مشکل خانواده ها و پول و‌پس انداز دارین در اینده بدتر هم میشه مشکلات که خوب نمیشه 

والا ما که اوایل مشکل با خانواده ها نداشتیم اما الان بعد ۱۲ سال تازه مشکل پیدا کردیم و گاهی خسته کننده میشن 

از این اقا بگذر ، بیخیالش بشو 


عزیزم شما که از الان مشکل خانواده ها و پول و‌پس انداز دارین در اینده بدتر هم میشه مشکلات که خوب نمیش ...



دوستان اون شرایط رو مطرح می‌کنه میگه من مادرم و دست تنها نمیذارم و شرایطم با بقیه فرق داره چون پدر فوت کرده 

و تو اصلا نباید الان این بحث رو داشته باشی با من و زن و شوهرام این بحث رو ندارن که چندسال از زندگیشون گذشته 

من با خودش هیچ مشکلی تو اون ۹ ماه اول نداشتم و همو دوست داشتیم 

ولی از اون موقع یه روی دیگه ازش دیدم که اصلا شبیه اون آدم نیست و سه ماه بعدش رو داریم دعوا میکنیم و اون میگه تقصیر توعه چون به من فرصت نمی‌دی همش فشار میاری و من هیچ رقمه قبول ندارم نباید به خانوادم کمک میکردم 

ما اون 9 ماه مشکلی با هم نداشتیم من خیلی دوستش داشتم دیگه نمیدونم اونم دوستم داشت یا نه ..ولی فکر میکردم دوستم داره 

بعد از 9 ماه الان سه ماهه که بحث میکنیم اون میگه فرصت نمی‌دی نمیتونم که مامانمو ناراحت کنم و من پدرم فوت شده شرایطم فرق داره باید به خانوادم کمک میکردم حتی مشاور هم بگه اشتباه کردی میگم نه 

میگه ما که ازدواج نکردیم صبر نکردی و بعد ازدواج شرایط فرق میکرد ولی خب وقتی پس انداز نداشته باشه که بتونه ازدواج کنه صبر چی ؟ 


یجیزی بگم مادرش همیشه وسط زندگی تونه میخواد بهشون کمک مالی کنه حتی اگه یواشکی مادرش احتمالا خودشیفته تشریف داره از نظر من آخر عاقبت خوبی باهاش نداری باز بیشتر دقت کن مشاوره برو از اوناهم نظر بگیر

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز