یه پیرمردی رفت پیش یه سربازی گفت کیفموزدن تو تهران غریبم بیا با گوشبت زنگ بزنم برام پول بزنن به کارتت برم یه گوشی بخرم
سربازه دلش سوخت گوش کرد
اون پولا دزدی از آب دراومدن
پای سرباز بیچاره گیرشد
متاسفانه دنیا جوری شده که نمیشه اعتماد کرد
من قبلا کسی می خواست زنگ می زدم یا آژانس می گرفتم براشون ولی الان هرگز